دلشو گذاشت کف دستش و لبخندی زد ...

بعد نگاهشو برد به آسمون و به دلش گفت :

دلت می خواد آبی باشی یا سبز ؟

 

 

 

 

دل نوشت :

من همیشه منتظر جوونه های بهارم حتی موقعی که زیر گوله گوله های سفید برف و سرمای زمستون دست همو گرفته بودیم و لذت این پیوند رو می بردیم  ...

همیشه برفو و خوشگلیاشو واسه خاطر بهار و اون جوونه های ریزه میزش دوست دارم چون همیشه از لابلای برفها و تو اوج سرما این سبزینه های نهفته زودتر تو دلم جوونه می زنن ...

 

 

 دل تو چه رنگیه ؟

 

 


 

نوشته شده توسط بهار ِآرزو در چهارشنبه 26 دی1386 ساعت 11:18 موضوع | لينک ثابت